تبليغاتX
inner inferno

















inner inferno

کوچکترین انتظاری که من از این دنیایی که خودم برای خودم ساخته بودم این بود که لااقل در این دنیای مجازی ازاد باشم که خودم رو بیان کنم ، چیزی باشم که هستم نه چیزی که بقیه دوست دارند من باشم .. خواستم ازادی رو تجربه کنم و شاید عقده ام رو از ازادی که در دنیای واقعی نداشتم اینجا خالی کنم ولی مثل اینکه اینجا هم دست از سر ما بر نمیدارند و مدیران سایت های ایرانی اطلاعات شخصی کاربران رو در اختیار رژیم دیکتاتور میگذارند ... درسته من سیاسی نمینویسم ولی از احساس دوتا چشمی که همیشه کنترلم میکنه احساس قی بهم دست میده ...

مدیران سایت ها ایرانی از جمله اقای شیرازی این یادگاری شما برای همیشه در ذهن ملت ایران خواهد ماند .. ایکاش که اگر نمیتوانستید جلوی رژیم بایستید لااقل سایت های خودتون رو برای اعتراض میبستید تا ببینید که مردم چطور از شما حمایت میکردند و ضررهایتون رو جبران ... ولی حالا ما میریم و شما رو تحریم میکنیم تا شما هم طعم ضرر رو بچشید هرچند که این ضرر یک هزارم ضررهایی که شما با دادن اطلاعات یک جوون میزنید نیست ....

این وبلاگ همراه و به تبعیت از بقیه خس و خاشاک های وطن به www.inner-inferno.blogspot.com منتقل شد

+نوشته شده در 88/05/09ساعت21:14توسط martin | |

انسان پس از مدتی که به خودش میاد و چشماش رو باز میکنه تازه میفهمه که هیچی نمیفهمیده و هرچی زور میزنه تا یه چیزی بفهمه بازم نا موفقه ، نمیدونم چرا ؟ چرا همیشه فکر میکنم که باید بجای چیزه پوچی که الان هستم ، یک ادم خوشبخت باشم . نمیدونم چرا فکر میکنم که گذشته ی درخشانی داشتم که حالا در این فلاکتی که توش افتادم باید به حال اون گذشته گریه کنم واقعا نمیدونم چه خبره ...

وقتی دوست داری یه جایی باشی ولی نتونی ، وقتی که میخوایی چیزی بخوری و نتونی ، وقتی بخوای چیزی بپوشی و نتونی و وقتی میخواهی کاری بکنی و نتونی اونموقع مجبور میشی همه ی اینکارا رو دزدکی انجام بدی ولی نمیدونم که چرا و به چه دلیل همه ی این کارا باعث میشه که عقده ادم زیاد تر بشه انگار انسان دوست داره جلوتر بره دوست داره خودش رو پیدا کنه از عقیده ی خودش نترسه ولی کاری نمیتونه بکنه ...

تا حالا شده که بصورتی دربیاید که همه ازتون نفرت داشته باشند ؟ حتی اونایی که سعی میکنن بهت محبت ارزانی کنند رو از خودت ناراحت کنی ؟ اونم فقط بخاطر یک چیز و اون اینه که هرچی که تو میگی اونها بر عکس عمل میکنند ، هر حرفی که میزنی اونها باهات مخالفند خلاصه با هیچکس نمیتونی ارتباط برقرار کنی و خودتو تنها احساس میکنی ...  تو اون موقع احساس میکنی که کسی گلوت رو گرفته و داره فشار میده ولی نمیکشت هر لحظه که به مرگ نزدیک میشی و چشات سیاهی میره گلوت رو ول میکنه و تا میخوای 4 تا نفس عمیق بکشی توی سومی دوباره گیرت میندازه و تو فقط باید دست و پا بزنی و به زمین مشت بکوبی و در خوشبینانه ترین حالت دل خودتو به اون 4 تا نفسی که خودتم میدونی وسطش ضد حال میخوری خوش کنی ولی اینا مهم نیست و اصلا شکنجه حساب نمیشه ، بدترین شکنجه اینه که می بینی یکسری احمق به ازای کم شدن مجازاتشون در اطرافت هی  وول  میخورن و خون ابه ای که از دهن تو و هم سرنوشتات بیرون میریزه رو از زمین جمع میکنن و هر از چند گاهی بهت یه دلداریکی هم میدن ولی نمیفهمند که اونها هم دارند خفه میشند ولی خوب اینبار توی استخر خون ابه های ما   ....

باید تمیز شد ... مثل اینکه شروع شده ... در هر حال تنها امید باقی مونده و تلمباری از رنج ...

High hopes

امید های متعالی

Beyond the horizon of the place we lived when we were young
انسوی افق جایی که ما در جوانی درش زندگی کردیم

In a world of magnets and miracles
در جهانی از معجزات و جذابیت ها

Our thoughts strayed constantly and without boundary

افکارمان دائما و بدون هیچ حد و مرزی سرگردان است

The ringing of the division bell had begun

نوای اهنگ جدایی شروع شده است

 

Along the Long Road and on down the Causeway
در امتداد جاده و در پایان روگذر

Do they still meet there by the Cut
ایا هنوزم انها در بریدگی جاده همدیگر رو ملاقات می کنند

 

There was a ragged band that followed our footsteps

یک روبان کهنه وجود داشت که جای پای مارو دنبال میکرد

Running before time took our dreams away
در حالی که میدویدیم تا زمان ارزوهایمان را دست نیافتی نکند

Leaving the myriad small creatures trying to tie us to the ground
نقش بیشمار موجودات کوچکی را بازی میکردیم  که سعی میکردند مارو زمین گیر کنند

To a life consumed by slow decay
تا مارو به زندگی بیاندازند که به ارامی رو به زوال بود

 

The grass was greener
علف ها سبزتر بودند

The light was brighter
نور ، روشنی بیشتری داشت

With friends surrounded

در جمع دوستان

The nights of wonder

شبهای شگفت اور

 

Looking beyond the embers of bridges glowing behind us

به فراروی اخگر پارگان پل هایی که پشت سرمان در حال سوختن است نگاه میکنم

To a glimpse of how green it was on the other side

تا به یک نظر بفهمم که در سمت دیگرش چقدر سبز بود

Steps taken forwards but sleepwalking back again

قدم ها به جلو برداشته شده اند ولی خوابگردی با اجبارٍ  

Dragged by force of some inner tide

بعضی کشش های درونی بازگشته است

 

At a higher altitude with flag unfurled

بر بلندای رفیع تر با پرچم افراشته

We reached the dizzy heights of that dreamed of world

ما عرش سرگردان رویای دنیایمان را بدست اوردیم

 

Encumbered forever by desire and ambition

بازداشته شده برای همیشه  توسط  شهوات و جاه طلبی ها

There's a hunger still unsatisfied
اینجا یک گرسنه ی ارضا نشده و بی حس وجود دارد

Our weary eyes still stray to the horizon

چشمان خسته ی ما همچنان سرگردان افق ها  است

Though down this road we've been so many times
با این حال پایین این جاده ما برای دفعات زیادی بوده ایم

 

The grass was greener
علف ها سبزتر بودند

The light was brighter
نور ، روشنی بیشتری داشت

The taste was sweeter

مزه ها شیرین تر بود

The nights of wonder

شبهای شگفت اور

With friends surrounded

در جمع دوستان

The dawn mist growing

بلند شدن مه صبحگاهی

The water flowing

دنبال کردن اب

The endless river

رودخانه ی بی پایان


  Forever and ever

برای همیشه و در همه حال

pink floyd 

+نوشته شده در 88/05/06ساعت22:19توسط martin | |

برای این پست تصمیم گرفتم از کسی بنویسم که ته ته ی وحشته ، اصلا ذات و تمام مخه این بشر همش وحشته ... ROB ZOMBIE

نام :

 rob zombie (متولد 12 ژانویه ی سال 1965)

دیسکوگرافی :

White zombie :

 1987: Soul-Crusher

1989: Make Them Die Slowly

1992: La Sexorcisto: Devil Music, Vol. 1

1995: Astro Creep 2000

1996: Superse.xy Swingin' Sounds

Rob Zombie:

1998: Hellbilly Deluxe

1999: American Made Music to Strip By

2001: The Sinister Urge

2006: Educated Horses

2009: TBA

فیلموگرافی :

2003: House Of 1000 Corpses

2005: The Devil's Rejects

2007: Halloween

2009: Halloween II

2009: The Haunted World of El Superbeasto (animated)

2011: Tyrannosaurus Rex

 

Robert Bartleh Cummings نام اصلی راب زامبی هستش و میتوان گفت که بطور کلی رابرت در ۲ نوع ژانر مختلف هنری عمده یعنی نوازندگی و گارگردانی فعالیت میکنه که به تفضیل به شرح اونها میپردازیم : 

Music :

به عنوان اولین فعالیت راب گروه white zombie رو در سال 1985 در نیویورک تشکیل داد ، که در واقع میشد گفت یک گروه نویز راک برامده از خاکستر گروه های Sonic Youth از نیویورک و یک گروه پانک تگزاسی به نام Butthole Surfers سر دراوورد . گروه به این مشهور بود که هوی متال رو با ریف های سرعنی گیتار مخلوط میکرندند به طوری که لیریک هایشون سنگین و نشئت گرفته از فیلم های ترسناک و تصورات ساختگی شیطانی بود و این موضوع چیزی بود که گروه رو از بقیه ی گروه های متال دهه ی 80 چدا میکرد بخاطر اینکه با وجود اینکه گروه های اونموقع متال بیشتر روی مسائل زندگی متمرکز میشد ، white zombie تنها گروهی بود که فانتزی های سورئال و غیر واقعی رو دنبال میکرد .

در پی بستن قرارداد گروه با Geffen Records وایت زامبی به موفقیت های تجاری زیادی دست پیدا کرد و 2 تا از البوم هاشون رو روی دیسک های پلاتینیوم زدند وخیلی از اهنگ هایی که ساخته بودند رو در فیلم های سینمایی و شو های تلوزیونی استفاده کردند ... گروه رسما در سال 1998 در مدت کوتاهی پس از منتشر شدند سولو البوم راب با نام Hellbilly Deluxe رسما منحل شد . ولی در نوامبر سال 2008 کمپانی Geffen records پکیجی از 4 سی دی و 1 دی وی دی رو منتشر کرد که تقریبا تمام رکورد های گروه و 9 ویدیو کلیپ 10 تا اجرای زنده رو در بر داشت ، ولی با این حال راب در مصاحبه ای که برای انتشار پکیج صورت گرفته بود روشن کرد که احتمال پیوستن اعضا به همدیگه و زنده کردن گروه وجود نداره و گفت : { من نمیخوام طرفدارها فکر کنند که این شروع چیزیه } البته در انتها بحث این گروه باید گفت که نام گروه یعنی white zombie از یک فیلم ترسناک با همین نام که در سال 1932 ساخته شده بود گرفته شد ...

کار گروه به اتمام رسید ولی راب زامبی کارهای زیادی برای انجام داشت و پس از این افتاد تو کار سولو البوم :

در سال 1996 راب با Alice Cooper برای اهنگ Hands of Death (Burn Baby Burn) شروع به همکاری کرد که این اولین کار راب خارج از گروهش محسوب میشد که البته موفقیت امیز هم بود به طوری که برای گرفتن جایزه ی گرمی نامزد شد ولی در اون سال رقیبش nine inch nails با اهنگ Happiness in Slavery گرمی رو از دستشون در اوورد ...

در سال 1998 راب سولو بند خودش رو تشکیل داد که در اون John Tempesta نوازنده ی درام بصورت مستقیم از گروه قبلی یعنی white zombie به همراه اعضای تازه یعنی Mike Riggs بر روی گیتار و Blasko (Rob Nicholson) بر رو ی بیس گیتار به عضویت گروه در امد . اونها اولین سولو البوم زامبی رو با نام Hellbilly Deluxe درسال 1998 با تهیه کننده گی Scott Humphrey  ظبط و پخش کردند ، البوم با موفقیت همراه بود و در دنیا 3 میلیون کپی رسمی فروخت . البوم دارای تک اهنگ های هیت همچون Dragula ، Living Dead Girl و Superbeast بود که خیلی مورد توجه قرار گرفت   .

بعد از این زامبی  یک البوم ریمیکس از البوم نخستینش با عنوان American Made Music to Strip By در سال 1999 منتشر کرد ...

در سال 2001 بالاخره البوم دوم زامبی با نام The Sinister Urge ( اسم البوم از فیلمی با همین نام اثر Edward D. Wood ساخته شده در سال 1961 گرفته شد) همانند البوم اول با تهیه کننده گی Scott Humphrey منتشر شد... البوم تک اهنگهایی با نام های Never Gonna Stop (The Red Red Kroovy) ، Feel So Numb و Demon Speeding در بر داشت ؛ همچنین راب در این البوم بازهم چهره یی هوی متال در اهنگ ها از خودش نشون داد .البوم از نخستین کار تجربی تر بنظر رسید بطوریکی برای اولین بار از ساز های بادی برای اهنگ Go To California استفاده شد. در اخر البوم روی دیسک پلاتینیوم زده شد...

زامبی اولین البوم بزرگشو در سال 2003 با نام Past, Present & Future منتشر کرد که هم از کارهای بزرگ سولو بندش درش استفاده کرد و هم از کارهای گروه قبلی یعنی white zombie همچنین البوم شامل دو کاور با نام های Brick House از گروه The Commodores و Blitzkrieg Bop از گروه The Ramones میشد ، همچنین اهنگهای منتشر نشدهTwo-Lane Blacktop و Girl on Fire هم در البوم جای گرفت ... پس از این البوم و تور جهانی درسال 2002 ، 2003 Mike Riggs و John Tempesta زامبی و گروه رو ترک کردند تا برن برای خودشون گروه تشکیل بدند و همین باعث شد که تورهای بعدی و برنامه ی ضبط البوم جدید تا مدتی مسکوت بمونه ؛ ولی باز هم راب زامبی متوقف نشد و بجاش بین سال های 2003 تا 2005 دو فیلم با نام های House of 1000 Corpses و The Devil's Rejects رو در ژانر وحشت کارگردانی کنه ...

در سال 2005 راب با کمک گیتاریست گروه مرلین منسون یعنی john 5  دوباره پا به عرصه موسیقی گذاشت و به همراه  Tommy Clufetos درامر Alice Cooper و Blasko و Humphrey ( که این دو از اعضای white zombie نیز بودند ) البوم Educated Horses رو در سال 2006 به بازار عرضه کرد . از نظر سبک شناسی البوم بسیار تجربی بود : این البوم با اهنگ ها هوی متال 2 البوم قبلی در تقابل بود و این یکی بیشتر مایه ها و صدا های الترناتیو متال رو به همرا داشت ... سینگل Foxy Foxy میتونه به عنوان یکی از اهنگ های انرژیک این البوم باشه و دو تا سینگل دیگه یعنی Let It All Bleed Out و American Witch نیز خصوصیات هوی متال رو به نمایش گذاشتند . همچنین این البوم اولین کار بود که درش از مایه های ترسناک استفاده نشد هم در اهنگ ها هم در حضور های فیزیکی راب زامبی ، به صورتی که در کاور البوم زامبی لباس های معمولی پوشیده  و از ژست های وحشتناک هم خبری نیست ... به هر حال دوتا اهنگ Seventeen Year Locust و The Scorpion Sleeps تا اندازه ای تم ترسناک رو در خودش داشت ... پس از انتشار البوم زامبی به اجرای تور به همراه Lacuna Coil در امریکا پرداخت ...

راب زامبی در مورد اسم این البوم گفت :

یه اصطلاح شگفت انگیز بود و به نظر میرسه باعث میشه من مثل یه بچه بیاد بیارم : پدر و مادرم رو ، مادر بزرگ و پدربزرگ و تمام خانواده که مشغول کار کارناوال بودند ، میدونی مثل سیرک میمونه ، پس به عنوان یک کودک به این چیزها جذب میشدم . و ما مجبور بودیم که تمام وقتمون رو اونجا صرف کنیم و این یکی از جاذبه هایی است که من از اون زمان بیاد می اورم چیزی که اونها به حیوانات اموزش دیده اتلاق میکردند ، میدونی چیه ؟ { اسب های تحصیل کرده }   

Blasko بیسیست راب برای پیوستن به ازی ازبورن بعد از تور البوم ترک کرد و راب هم بجاش Piggy D رو اورد ...

در 31 می سال2006 راب با slash و Gilby Clarke (اعضای guns & roses ) روی گیتار و Scott Ian از Anthrax برروی بیس گیتار Tommy Lee از Mötley Crüe روی درام و مهمان ویژه یعنی Ace Frehley از Kiss روی لید گیتار به هم پیوستند و نتیجش این شد که این گروه بزرگ یک تریبوت به گروه kiss بخاطر افتخاراتشون دادن که تنها یک اهنگ بنام God of Thunder رو در بر داشت ... بعد از اون هم راب زامبی به یک تور به همراه Ozzy Osbourne رفت

و اما در سال 2008 راب اعلام کرد و گفت که : برای اولین بار بیشتر از نیاز البوم اهنگ نوشته ایم ولی هیچکدومشون 100 درصد کامل نیستند با این حال همه ی کارها داره به خوبی پیش میره .اما هنوز هیچ زمان انتشار مشخصی اعلام نشده ...

در اگوست 2008 یک اهنگ اینسترومنتال جدید با نام Tyrannosaurus Rex روی صفحه ی راب زامبی منتشر شد و در اون john 5 وظیفه نوازندگی گیتار رو بر عهده داشت ... در همین زمینه در مصاحبه ای که در دسامبر 2008 منتشر شد زامبی در مورد ترکیب بند جدیدش که از John 5 ، Piggy D و  Tommy C تشکیل شده گفت : من تا حالا هیچوقت بندی نداشتم که بتونم اسم اعضاش رو دوست های خوب بزارم ...

John 5 در یک مصاحبه در 28 می 2008 در مورد البوم جدید گفت: کار البوم به اتمام رسیده ، هنوز برای البوم اسمی نگذاشتیم ولی تمام کارها تمام شده و اهنگ ها میکس شدند و فقط مسترینگشون باقی مونده ولی این البوم ، البومه باورنکردنی خواهد شد و مردم میگن که این بهترین کار راب خواهد بود پس منم عاشقشم ، جان همچنین اضافه کرد که البوم حول و حوش اخرهای سال 2009 منتشر خواهد شد.

Film:

نخستین کار راب زامبی در سینما مربوزط میشه به کار House of 1000 Corpses با گارگردانی و فیلمنامه ی خودش که از سال 1999 تا 2003 حدود 4 سال برای ساختنش وقت برد و نهایتا در سال 2003 بوسیله ی کمپانی Lion's Gate Films منتشر شد .فیلم خشونت زیادی داشت و داستان یک گروه از نوجوانان بدشانس رو  تعریف میکرد که گیر یک خانواده میوفتند که اعضاش دارای رفتار های سادستیک هستند و قاتل های شریر هم بهشون کمک میکنند . در کا فیلم در فضای سورئال ساخته شده و با توجه به اینکه نقد های خوبی نخورد ولی طرفدارهای مخصوص خودش رو جمع کرد ....

کار بعدی راب که باز هم کارگردانی و فیلمنامش کار خود راب بود The Devil's Rejects نام گرفت و سال 2005 به بازار عرضه شد . فیلم جدید با کار قبلی راب به طور کامل فرق داشت به طوری که در کار قبلی فضا ها تا اندازه ای کمدی و غیر واقع بودند در حالی که کار جدید دارای فضا های سیاه تر و جدی تری بود و برخوردهای بیشتری رو در بر داشت . داستان فیلم دنباله ی فیلم قبلی رو پی میگیره و از این قراره که خانواده ی جنایت کار در حال فرار از قانون هستند و این در حالیه که کلانتری که برادرش توسط اونها در داستان قبلی کشته شده برای گرفتن انتقام بدنبالشون میاد ... در کل The Devil's Rejects نسبت به کار قبلی نقدهای بهتری خورد...

نوشته و کارگردانی بعدی راب مربوط میشه به باز سازی فیلم Halloween (1978) میشد که در 31 اگوست 2007 منتشر شد و موفقیت های زیادی بدست اوورد به صورتی که با فروش 26 میلیون نسخه رتبه ی اول باک افیس رو به دست اورد . بنا به گفته ی مجله ی Variety زامبی قصد داره قسمت دوم این فیلم رو با نام    Halloween II و پروژه در 28 اگوست 2009 منتشر میشه ،  فیلم بر داری از 23 فوریه ی 2009 در اتلانتا شروع شده است

Music Video:

زامبی مسئول کارگردانی تمام ویدیو موزیک های white zombie و همچنین سولو بند خودش بوده است و همچنین در این میان ویدیو موزیک های Dreamer از Ozzy Osbourne ، Stillborn از Black Label Society ، Tokyo Vigilante از Powerman 5000  ، Rude Awakening از Prong و Hauling Hearse از Ghastly Ones رو هم کارگردانی کرد ...

 

Death of It All

مرگ تمامش

See the famous lung girl,

اون دختر زیبا و مشهور رو ببین

They call her Helen Lyle,

اونها اونو هلن لین مینامند

Life's a respirator when you got the sinner style,

زمانی که بزهکاری رو برگزینی زندگی همانند یک دستگاه تنفس مصنوعی میمونه ( که بزور ادم رو زنده نگه میداره )

 

She float out on the midway,

او در میان راه معلق است

She wrangle at the show,

در برنامه ی تلوزیونی مشاجره کرد

Life's a revelation wherever you go,

زندگی یک الهام است ، هرجا که بروی

 

Together we fly,

با همدیگر ما پرواز میکنیم

Together we fall,

با همدیگر ما سقوط میکنیم

Together we all see,

با یکدیگر همه با هم میبینیم

The Death of It All,

مرگ تمامش

 

See what's in the trailer,

ببین چه چیز در پیش نمایش (فیلم) هست

Count up all the holes,

تمام مجرا ها رو میشمارد

Bullets and the movies never tell the whole,

گلوله و فیلم ها هیچوقت به طور کامل بیان نمیکنند

 

Now Clyde was a lover,

حالا کلاید یک عاشق بود

And Bonnie was a queen,

و بانی یک ملکه

They set their sights for Texas and never left the scene,

اونها ستارگانشون رو در اسمان تگزاس دیدند و هرگز صحنه رو ترک نکردند

 

See the horrifying,

ترس رو ببین

Beast behind the bars,

هیولا پشت بار ها

Watch the transformation the monster is a star,

تغییر شکل رو ببین – هیولا یک ستاره است

 

Out steps a beauty,

داره با جمالش قدم میزنه

Now watch her walk away,

نگاهش کن ، داره دور میشه

Another grand illusion if you wanna pay,

یک وهم باشکوه دیگر اگر حاضری تقاصش رو بپردازی

+نوشته شده در 88/04/25ساعت20:55توسط martin | |

یکی از گروه های مورد علاقه ی من و خیلی از بچه های دیگه opeth هستش ، این بیوگرافی رو به همه ی بروبچه های علاقه مند این گروه تقدیم میکنم پیشاپیش هم از کم و کاستی و اشتباهات احتمالی مطلب عذرخواهی میکنم ...

نام گروه :(opeth (1990 – present

اعضای گذشته :

Kim Pettersson

Mattias Ander

Andreas Dimeo

Nick Döring

Stefan Guteklint

David Isberg

Johan DeFarfalla

Anders Nordin

Martin Lopez

Peter Lindgren

اعضای حال :                                                                                                          

Mikael Åkerfeldt(وکال - گیتار لید و ریتم - باس روی البوم سوم) (1990 – present)

  
Fredrik Nordström (ریتم و لید گیتار – بک وکال) (1997 – present)


martin mendez (بیس) (1997- present)


Martin "Axe" Axenrot (درام) (2006 – present)


Per Wiberg (کیبرد – بک وکال) (2005 – present)

دیسکوگرافی :

orchide 1995

morningrise 1996

my arms , your hearse 1998

still life 1999

blackwater park 2001

deliverance 2002

damnation 2003

ghost reveries 2005

watershed 2008

opeth در سال 1990 در استکهلم سوئد توسط David Isberg در سبک پروگرسیو دث پایه گذاری شد. به عنوان اولین انتخاب دیوید Mikael Åkerfeldt رو برای پیوستن به گروه تازه تاسیسش به عنوان نوازنده بیس دعوت کرد و mikael  هم به زودی پس از پیدایش مشکلات و تزلزل در بند قبلیش (Eruption ) به گروه پیوست . با وجود میکاییل روی گیتار و دیوید روی وکال بند هنوز هم با کمبود اعضا مواجه بود و کارها به خوبی پیش نمیرفت . موزیکسین های بیشتری مورد نیاز بود ، Anders Nordin به عنوان درامر و Nick Döring به عنوان بیسیست به اونها پیوستند و Andreas Dimeo هم به عنوان گیتاریست دوم به گروه ملحق شد . بعد از این جابجایی ها حدود کمتر از یکسال اونها در یک مدرسه با تجهیزات قراضه ای که داشتن تمرین کردن و در این مدت فقط در شو ها مینواختند . اونها تابستون  سال 1991  رو با تمرین در جزیره ای بیرون از استکهلم با دوست قدیمیشان Max Jaderberg گذراندن و او هم در این مدت نظریاتشو روی صدای گیتار بیس منتقل کرد .

پس از اتمام اولین پروژه Andreas Dimeo و Nick Döring از بند خارج شدند و برای اجرای بعدی Kim Pettersson و Johan DeFarfalla به ترتیب به عنوان درامر و بیسیست به گروه پیوستند و پس از اجرای دوم DeFarfalla گروه رو ترک کرد و تا 1994 به گروه بازنگشت ، petterson  هم یک اجرای دیگه برای گروه کرد و در پایان سال 1991 گروه رو ترک کرد برای اون اجرا اعضا     Peter Lindgren رو پیدا کردن که بیس بزنه ولی پس از ترک گروه توسط پترسون اون هم به سر ساز تخصصی یعنی گیتار بازگشت .

در اوایل سال 1992 دیوید هم گروه رو ترک کرد و بر اساس تجربیات و خلاقیت های میکاییل در گروه Eruption به عنوان وکال اون به عنوان وکال جدید گروه شروع به فعالیت کرد و با کمک Peter Lindgren به سرعت شروع به نوشتن لیریک و موزیک کرد . و سه نفره به مدت بیشتر از یک سال به تمرین پرداختند تا بالاخره به صورت تصادفی با Stefan Guteklint نوازنده بیس گیتار اشنا شدند و همکاری اونها حدود یکسال ادامه پیدا کرد .

پس از اینگه گروه توانست با Candlelight Records قرارداد ببنده استفان هم از گروه جدا شد . و گروه اولین البومشون به نام Orchid ( ارغوانی ) رو با حضور دوباره ی Johan DeFarfalla به عنوان یک بیسیست موقتی ضبط کردند (که در نهایت و تصادفا به یک عضو ثابت گروه تبدیل شد) این در حالی بود که تمام کارهای تهیه و تولید رو خود گروه انجام دادند. Candlelight Records نخستین البوم گروه رو در سال 1995 منتشر کرد و در سال 1997 هم این البوم توسط کمپانی Century Media Records در ایالات متحده امریکا منتشر شد...

البوم دوم اوپس با نام Morningrise (طلوع صبحدم ) در مارچ و اپریل سال 1996 ضبط شد و پس از گذشت بیش از 1 سال منتشر شد و اینبار Dan Swanö تهیه البوم رو قبول کرد و همانند البوم قبلی اداره و گارگردانی البوم رو هم بر عهده گرفت . البوم 5 اهنگ داشت که از 10 تا 20 دقیقه طول داشتند که از بین انها Black Rose Immortal با 20 دقیقه درازا به عنوان طولانی ترین اهنگ اوپس شناخته شده است . به همراه انتشار البوم دوم تور 26 روزه اروپای اوپس همراه با cradle of filth  پشت سرش اومد ، پس از تور Johan DeFarfalla رو انداختند بیرون و Anders Nordin کشید کنار و رفت به برزیل .

در سال 1998 البوم سوم نیز به نام My Arms, Your Hearse ( نیروی من ، نعشکش تو ) ضبط شد و کار های Martin Lopez هم بر روی درام توسط گروه دیده شد . ماجرا از این قرار بود که دوست مارتین یعنی Martin Mendez یک مدت کمی قبل از ضبط البوم به عنوان بیسیست استخدام شده بود که به این وسیله لوپز با گروه اشنا شد... ولی با این حال مارتین مندز خیلی زمان برای یادگرفتن کارهای اوپس تلف میکرد بنابر این میکاییل نواختن بیس رو برای ضبط البوم برعهده گرفت . همچنین بند مورد حمایت و کمک تهیه کننده ی تحسین شده ی سوئدی Fredrik Nordström نیز قرار گرفت کسی  که با بند های شاخ دیگه ای مثل Arch Enemy ,in flames و  Dark Tranquillityکار کرده بوده ...

My Arms, Your Hearse تغییراتی رو در نوشتن اهنگ ها در بر داشت به صورتی که به جای اهنگ های اپیکه ده دقیقه ای به بالا البوم اهنگهایی با طول 6.5 تا 8 دقیقه رو شامل میشد .  البوم از لحاظ لیریک مفهومی تر و سیاه تر از البوم های قبل بود به همراه قسمت های کوچکتری از اکوستیک که با تغییراتی هم همراه بود . وکال هم بر روی یک تون عمیق و رعب انگیز که تا حدودی از دث متال تاثیر گرفته بود متمرکز شد . از بین اهنگ های البوم اهنگ Demon of the Fall بین طرفدارهای گروه خیلی گل کرد و اهنگ دیگه هم به نام Epilogue 3 دقیقه outro  داشت و در نهایت این البوم نقطه ی پایان همکاری گروه با کمپانی Candlelight Records بود . در ضمن مارتین هم با تاثیراتی که از سبک جاز در نواختن درام داشت تونست در این البوم خیلی خودشو نشون بده ...

البوم چهارم گروه سال بعد یعنی 1999 با نام still life ( طبیعت بی جان ) توسط Peaceville Records منتشر شد . این البوم هم همانند قبلی مفهومی بود و بر روی داستان عشق یک مرد به زنی به اسم Melinda متمرکز شده است ؛ روند کلی داستان اینطوره که اون مرد به دلیل نداشتن عقاید همانند اطرافیانش از محل سکونش تبعید شده و وقتی از تبعید برای پیدا کردن ملیندا میاد هردوشون رو اعدام میکنند ... جالب اینجاست که میکاییل هم اسم دخترش رو به خاطر این کاراکتر میزاره ملیندا ... تهیه کنندگی هم رفت زیر دست Fredrik Nordström ...اهنگ های البوم به سمت اهنگ هایی با بالانس بالا مثل البوم morningrise  برگشته و ملودی های گیتار اکوستیک هم به دث متال نزدیک شدند و در واقع ریز تر شدند ... البوم still life به عنوان یک نقطه و گام بزرگ به سمت تحول در اهنگ های اوپس مطرح شد . این اولین رکورد اوپس با نوازنگی بیس توسط Martin Mendez تازه کار بود و فقط دوبار بصورت کامل و توسط تمامی اعضا با هم تمرین شد ... البوم طی زمان بندی اصلی قرار بود در اواخر سپتمبر 1999 منتشر بشه ولی افتاد عقب تا 4 اکتبر و باز هم خبری ازش نشد تا 18 اکتبر که بالاخره منتشر شد.

اندازه اصلی

البوم پنجم گروه با نام blackwater park  ( پارکِ بلک واتر ) در سال 2001 زیر نظر کمپانی Music for Nations به بازار امد و هم در امریکای شمالی نقد های خوبی خورد هم موفقیت تجاری مناسبی  بدست اورد . البوم تاثیرات قوی تری از متال را به نمایش گذاشت . گروه Steven Wilson مرد اول گروه Porcupine Tree  رو برای تولید البوم اوردند تا نقش بک وکال رو در اهنگ ها اجرا کند و همچنین قسمت هایی از گیتار و پیانوی مورد نیاز رو بنوازد .

البوم 2002 گروه با نام Deliverance (رستگاری ) هم بوسیله ی استیون ویلسون تهیه شد و به مانند البوم قبلی توسط Music for Nations ریلیز شد و در بیلبورد چارت top 100 مجله ی heatseeker قرار گرفت . البوم محتوی اهنگ های 5 تا بالای 10 دقیقه بود ، در واقع این اولین البوم با این طول پس از morningrise بود. این البوم یکی از سنگین ترین البوم های اوپس هستش ، که اهنگ هایی ابداعی رو در بردارد که تقریبا شبیه اهنگهای Morbid Angel هستش ... اوپس همچنان به ازمایش کوتاه و بلند کردن زمان اهنگ ها و ضرب ها ادامه داد مخصوصا در intro و outro اهنگ های البوم ششم ....

البوم هفتم یعنی Damnation همزمان با Deliverance ضبط شد . این البوم کاملا از عناصر دث متال خالی بود و در واقع پرگرسیو راک دهه ی 70 رو نشون میداد . Steven Wilson تهیه البوم رو بر عهده گرفت و این در حالی بود که بک وکال و کیبرد هم بر عهده داشت، همچنین علاوه بر اینها استیو یک اهنگ هم با نام Death Whispered a Lullaby نوشت . در نهایت میکاییل این دو البوم رو به مادر بزرگش که در طول ضبط البوم ها در یک حادثه رانندگی جان باخت تقدیم کرد.

در سال 2004 گروه Lamentation (سوگواری ) رو منتشر کرد ( زنده در shepherd's Bush Empire سال 2003 ) که یک dvd دو ساعته از کنسرت shepherd's Bush Empire در لندن هستش .

در طول تور البوم گروه Per Wiberg رو برای نوازندگی کیبرد اوردند که اندکی پس از ان هم او به عنوان پنجمین عضو گروه معرفی شد.

اوپس در 15 مارچ 2005 به استودیو وارد شد تا البوم بعدیشون که بعد ها با اسم Ghost Reveries ( اوهام روح ) در سال 2007 منتشر شد رو ضبط کنند .  با توجه به تجربیاتی که اوپس از ازمایش هایش بر سه البوم قبلی بدست اورده بود، البوم هشتم بصورت چکیده ای از این تجربیات عرضه شد  همراه با این که بعضی از نکات ریسکی رو تا حد زیادی متوقف کردند .

در یک مصاحبه در ژانویه سال 2006 Peter Lindgren خبر داد که Martin Lopez درامر گروه بند را به علت بیماری های روحی ترک کرده است . پس از ان Martin Axenrot جایگزین او شد .

در 24 جولای 2006 اوپس در یک تور به همراه Megadeth, Lamb of God, and Arch Enemy اجرا کرد .

بعد از حدود 200 اجرا از البوم Ghost Reveries اوپس در نوامبر سال 2007 دوباره با تهیه کنندگی میکاییل وارد استودیو شد و در سال 2008 گروه 13 اهنگ رو داشت که 3 تا کاور هم در بر داشت . البوم نهم با نام Watershed (ابخیز) با  7 اهنگ به همراه کاورهایی که در ورژن های جدا گنجانده شده بود کامل شد و در  3 جون سال 2008 منتشر شد و این در حالی بود که نسبت به البوم های قبلی میکاییل اهنگ های البوم را یک مقدار انرژیک تر کرده بود . البوم در بیلبور  200 تایی امریکا رتبه ی 23 رو بدست اورد که بهترین مقام در چارت برای گروه بود و همچنین در بسیاری از کشور ها ی دیگه هم موفقیت هایی بدست اورد بطوریکی در استرالیا رتبه ی 7 رو بدست اورد و این درحالی بود که حتی در اوایل انتشار البوم رتبه ی 1 چارت رو بدست اورده بودند .

در نهایت باید گفت که تقریبا هیچ کس نمیدونه که opeth  یعنی چی ؟ در واقع هم معنا نداره و از اسم شهرِ ماه به نام opet  که در کتاب wilbur smith  به نام Sunbird امده است گرفته شده است .

..........................................................................................................................................

با وجود طولانی شدن بحث حیفم اومد این شعر زیبا ازالبوم blackwater park رو براتون نزارم امیدوارم ترجمه بتونه منظور شعر رو برسونه

 

Harvest

درو

Stay with me awhile

اندکی با من بمان

Rise above the vile

برفراز پستی قدعلم کن

Name my final rest

اخرین بقایای مرا نام بنه

Poured into my chest

(همان هایی)به درون سینه ام ریخته شده اند

 

Into the orchard I walk peering way past the gate

در باغستان راه اعیان را پشت به دروازه میپیمایم

Wilted scenes for us who couldn't wait

مناظر برای ما ، کسانی که نمیتوانستیم درنگ کنیم پژمرده اند

Drained by the coldest caress, stalking shadows ahead

با سردترین اغوش ها خشکیده اند ، سایه هایی که به جلو میخرامند

Halo of death, all I see is departure

هاله ی مرگ ، هرانچه میبینم کوچ کرده است ( مرده )

Mourner's lament but it's me who's the martyr

تاسف سوگواران ، اما این منم همان کسی که شهید شده است

 

Pledge yourself to me

خودت را به من بسپار

Never leave me be

هرگز مرا تنها مگذار

Sweat breaks on my brow

چین های زیبا بر روی پیشانیم

Given time ends now

زمان سپرده شده حالا به اتمام رسیده است

 

Into the orchard I walk peering way past the gate
Wilted scenes for us who couldn't wait
Drained by the coldest caress, stalking shadows ahead
Halo of death, all I see is departure
Mourner's lament but it's me who's the martyr

 

Spirit painted sin

روح به گناه الوده شده است

Embers neath my skin

خاکستر های گرم بر زیر پوستم

Veiled in pale embrace

محصور شده در اغوشی بی فروغ

Reached and touched my face

صورتم را بدست اورد و لمس کرد

 

Into the orchard I walk peering way past the gate
Wilted scenes for us who couldn't wait
Drained by the coldest caress, stalking shadows ahead

(Release your grip, let me go, into the night)

(بیماریت رو رها کن ، بگذار بروم ، به سوی شب)

Halo of death, All I see is departure
Mourner's lament but it's me who's the martyr

 اندازه اصلی

درضمن تمام البوم های گروه رو بجز البوم اخر میتونید در لینک زیر دانلود کنید

Opeth full album 

+نوشته شده در 88/04/19ساعت17:29توسط martin | |

این قسمتی از کتاب طاعون هست که بنظرم اومد خیلی به شرایط امروزمون نزدیک هستش ، به همین دلیل تو این پست یکی از بهترین قسمت های این کتاب رو برای شما مینویسم و در پست بعدی قسمت دیگر که کامل کننده مفهوم داستان هستش .....

کلا نوشته های کامو همیشه گرمای خاص ساحل داغ وسوزان الجزایر رو با خودش به همراه داره و با توصیف های زیبایش انسان را به همون سواحل میکشه به همه توصیه میکنم مخصوصا کتاب بیگانه رو بخونبد تا حتی عرق شخصیت داستان رو هم روی بدن خودتون حس کنید ...

                                                                                        

اما صد میلیون کشته یعنی چه؟ انسان وقتی هم که جنگیده باشد تازه به زحمت میداند که مرده یعنی چه ؟ و چون مرده ، وقتی انسان او را پس از مردن ببیند، اهمیتی ندارد ، صد میلیون جسد پراکنده در خلال تاریخ فقط دودی است در مخیله . دکتر طاعون قسطنطنیه را به خاطر می اورد که به گفته ی پروکوپیوس در یک روز ده هزار کشته دارده بود . ده هزار کشته یعنی پنج برابر جمعیت یک سینمای بزرگ . این است انچه باید کرد : مردمی را که از پنج سینما خارج میشوند باید یکجا جمع کرد و به یکی از میدان های شهر برد و انجا دسته جمعی کشت تا این رقم کمی روشنتر دیده شود . لااقل در این صورت میتوان چهره های مشهور و شناخته شده را بر بالای این توده ی گمنام گذاشت . اما طبعا چنین کاری غیر ممکن است و بعد ، چه کسی ده هزار چهره را میشناسد ؟ گذشته از ان ، معلوم است که اشخاصی نظیر پروکوپیوس شمردن نمیدانست . در کانتون هفتاد سال پیش قبل از اینکه بلا به سراغ مردم بیاید ، چهل هزار موش از طاعون مرده بود . اما در سال 1871 وسیله ای برای شمردن موشها در دست نبود . تقریبی و یکجا حساب میکردند و واضح بود که امکان اشتباه فراوان بود . با وجود این ، اگر یک موش سی سانتیمتر طول داشته باشد ، چهل هزار موش که سر هم چیده شود ، طولش .....

اما دکتر که از حوصله میرفت ، تسلیم جریان میشد و این درست نبود . چند مورد مشابه تشکیل اپیدمی نمیدهد . کافی است که احتیاط های لازم بجا اورده شود . لازم بود به علایمی که در دست داشتند متکی باشند : کرختی و سستی ، هذیان ، لکه های تن ، شرحه شرحه شدن درون و مافوق اینها ، مافوق همه ی اینها یک جمله پیش چشم دکتر ریو مجسم بود ، یک جمله که در دفتر یادداشت او علائم مرض با ان تمام میشد : ( نبض ضعیف میشود و حرکت کوچکی سبب مرگ میگرد) اری در انتهای همه ی اینها ، سه چهارم بیماران - و این رقم درست بود – زندگی شان به رشته نازکی بند بود و برای این حرکت خفیفی که جانشان را میگرفت بی صبری میکردند .

دکتر همانطور از پنجره نگاه میکرد . در یک سوی شیشه ، اسمان شفاف بهار و در سوی دیگر کلمه ای که هنوز در اتاق طنین می انداخت : طاعون . این کلم تنها شامل معنای نبود که علم به ان میداد بلکه رشته ای از تصاویر عجیب و غریب را با خود داشت که با این شهر زرد و خاکستری چندان متناسب نبود شهری که در این ساعت جوش و خروش متوسطی داشت : به جای سر و صدا همهه اش بلن بود و روی هم رفته خوشبخت بود : اگر بتوان در عین حال هم خوشبخت و هم گرفته بود . و ارامشی اینهمه ملایم و اینهمه بی اعتنا تصاویر کهن بلا را به سادگی انکار میکرد : تصویر (اتن) طاعون زده که پرندگانش مهاجرت کرده بودند ، شهرهای چین که از محتضران خاموش اکنده بود ، محکومین به اعمال شاقه که در مارسی اجساد شرحه شرحه را داخل گودال ها میریختند . دیوار بزرگ پروانس که به قصد جلوگیری از باد خشمگین طاعون ساخته میشد ، یافا و گدایان نفرت بار ان ، رختخواب های خیس و پوسیده که به زمین سفت بیمارستان قسطنطنیه میچسبید ، بیمارانی که با قلاب کشیده میشدند ، کارناوال پزشکان نقاب دار در دوران طاعون سیاه ، نزدیکی کردن زندگان با هم در گورستان میلان ، ارابه های مردگان در لندن وحشت زده و فریاد مدام انسان ها که شب ها و روزها همه جا را اکنده میساخت . نه ، همهی این چیزها هنوز انقدر قوی نبود که بتواند ارامش این روز ها را بر هم بزند . در سوی دیگر شیشه زنگ تراموای نا پیدایی ناگهان طنین انداخت که در یک لحظه دهدهشت و رنج را نفی میکرد . تنها دریا در انتهای ردیف بام های چهار گوش و تیره ی خانه ها شاهد این بود که پیوسته اضطراب در دنیا وجود دارد و هرگز ارامش نیست و دکتر ریو که خلیج را نگاه میکرد به تودیه هیزمی می اندیشید که مردم اتن طاعون زده در کنار دریا افروخته بودند . لوکرتیوس در کتاب خود از ان سخت گفته است : در سراسر شب مرده ها را برای سوزاندن به انجا میبردند ، اما جا نبود و زندگان برای جا دادن عزیزانشان به ضرب مشعلها با هم میجنگیدند و این جنگ خونین را به رها کردن جسد ها به گوشه ای ترجیح میداند . میشد هیزم های سرخ را در برابر اب ارام و تیره در نظر اورد . جنگ با مشعل را در شبی پر از جرقه ها ، و بخار غلیط مسموم را که به سوی اسمان نگران بالا میرفت . میشد ترسید ....

طاعون
البر کامو 1931-1960

=============================================================

نمیخواستم این پست ، پست دیگری رو به همراه داشته باشه برای همین در ادامه همین پست قسمت دوم محتویات کتاب طاعون رو قرار بدم همونطور که در قسمت قبل گفتم این کتاب خیلی به اوضاع امروز واقع در کشورمون نزدیک هست و توضیح بیشتری هم از برداشتم نمیدم تا خواننده خودش هرچی میخواد برداشت کنه .... 

-

انگاه پی بردم که، دست کم ، من در سراسر این سالهای دراز ، طاعون زده بوده ام و با وجود این با همه ی صمیمیتم گمان میکردم که بر ضد طاعون میجنگم . دانستم که بطور غیر مستقیم مرگ هزاران انسان را تائید کرده ام و با تصویب اعمال و اصولی که ناگزیر این مرگ ها را به دنبال دارند ، حتی سبب این مرگ ها شده ام . دیگران از این وضع ناراحت به نظر نمی امدند و یا لااقل هرگز به اختیار خود درباره ی ان حرف نمی زدند . من گلویم فشرده میشد . من با انها بودم و با اینهمه تنها بودم . وقتی که نگرانی هایم را تشریح میکردم ، انها میگفتند که باید به انچه در خطر است اندیشید و اغلب دلائل موثری ارائه میدادند تا انچه را نمیتوانستم ببلعم به خورد من بدهند . اما من جواب میدادم که طاعون زدگان بزرگ ، انها که ردای سرخ میپوشیدند ...انها هم در این مورد دلائل عالی دارند و اگر من دلائل جبری و ضروریاتی را که طاعون زدگان کوچک با استدعا و و التماس مطرح میکنند بپذیرم نمیتوان دلائل طاعونیان بزرگ را رد کنم . به من جواب میدادند که بهترین راه حق دادن به سرخ ردایان این است که اجاره ی محکوم ساختن را منحصرا در اختیار انها بگذاریم . اما من با خود میگفتم که اگر انسان یکبار تسلیم شود دیگر دلیلی ندارد که متوقف شود . تاریخ دلیل کافی به من داده است ، این روزگار مال کسی است که بیشتر بکشد . همه ی انها دستخوش حرص ادمکشی هستند و نمیتوانند طور دیگری رفتار کنند .

+نوشته شده در 88/04/14ساعت20:19توسط martin | |

زمانی که هر روز و هر دقیقه یک ایده ی نو به ذهنت میرسه که میتونه تو رو به اوج ببره و راهشو هم بلدی ولی نمیتونی بری جلو و کار رو انجام بدی ...

زمانی که هر روز و هر دقیقه متوجه میشی که از اون چیزی که دقیقه ی قبل عاشقش بودی متنفری و بر عکس اون چیزی که نفرت ازش داشتی رو حالا بهش عشق میورزی ...

زمانی که همیشه یه غم درونی ازارت میده که چرا ؟ برای چی ؟ چرا من باید با بقیه فرق داشته باشم ؟ چرا باید به چیزهایی فکر کنم که حتی نزدیک شدن بهشون غیر ممکنه ؟

زمانی که ارمان هات ازارت میدند و از خودت متنفر میشی که هر بار که به دنبالشون میری ازت فرار میکنند ...

زمانی که درونت تو رو مقصر همه ی اینها میدونه ...

اون موقع جهنم درونی معنا پیدا میکنه ..........


معنی شعر nothing is everything از گروه اسطوره ای death

album : Individual Though Patterns

year :1993

Nothing is everything

هیچ چیز همه چیز است

Living like us and sharing our day

زندگی همانند ما و اشتراک گذاشتن زندگیمان

In another world very far away

در دنیایی دیگر ، در دوردستها

A different existance

وجودی متفاوت

Yet virtually the same

با معنایی که هنوز یکی است

Aggression is sadness and laughter is pain

(هنوز) تجاوز باعث غم و خنده (بعدش) باعث درد میشود

Look deep into their eyes, for what they have to say

عمیث به درون چشمانشان نگاه کن ، برای دیدن چیزهاییکه باید بگویند

Emotions take control of life everyday

احساسات عنان زندگی را هرروز بدست میگیرند

Unpredictable variations of behavior

نوسانات دمدمی و غیر قابل پیشبینی رفتاری

Hold they key to the mental door

کلید دروازه ی ذهن انان را در دست دارد

Where nothing is everything

جایی که هیچ چیز همه چیز است

And everything is nothing.

و همه چیز هیچ چیز است

Staring beyond the wall a thousand times over

خیره شدن به ماورای دیوار(جسم) بیش از یک هزار بار

Seeing a part of them that is real

دیدن قسمتی از انها که واقعی است

Just imagine how it might feel

تصور کن که چگونه ممکنه که بنظر بیاد

To be denied of what life has to give

که برخلاف اون چیزی باشی که زندگی برای بخشیدن در دست داره

Behind mental shadows they might feel

ممکنه در پشت سایه های ذهن معنا گیرند

Look deep into their eyes

عمیق به چشمانشان نگاه کن

For what they have to say

برای دیدن چیزهایی که انها باید بگوییند

Emotions take control of life everyday

احساسات عنان زندگی را هرروز بدست میگیرند

+نوشته شده در 88/04/11ساعت20:10توسط martin | |